Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

اندیشه اجتماعی ابونصر فارابی

ابو نصر محمد فارابی در سال 260 هجری در شهر فاراب دیده به جهان گشود.و در سال 339 هجری در سن 81 سالگی در گذشت.فارابی از جمله فلاسفه وحکمای قرون سوم و چهارم است کهدر پیدایش و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی نقش مهمی ایفا کرده اند.آثار بسیار زیادی از فارابی به جا مانده که در زمینه های موسیقی-علم فلک-کلام -منطق-طب-فلسفه-سیاست-اخلاق-هندسه و غیره است.

بروکلمن آثار او را در 187کتاب جمع آوری کرده است.که از میان آثار اوآنچه مربوط به مباحث و مسائل اجتماعی و انسانی به یادگار مانده 1-کتاب آراء اهل مدینه فاضله 2-سیاسات مدینه 3-فی الاجتماعات مدینه 4-جوامع السیاسیه 5-فصول المدنی 6-تحصیل السعادت 7-فصول الحکم 8-تلخیص النوامیس و غیره.

از لحاظ اجتماعی و سیاسی فارابی در عصری زندگی می کرده که جامعه اسلامی از هر سو دچارفشارو مشکلات بوده است و در وضعیت نابسامانی به سر می برد و فارابی متاثر از این اوضاع  و احوال در پی چاره جویی بود.و همین موضوع باعث این شدکه وی به فکر انتقال علوم یونانی و روی به جامعه مسلمانان بیفتد و پایه ریز علوم اسلامی به قدرت فکر و اندیشه باشد. به همین دلیل فارابی را موسس فلسفه اسلامی لقب داده اند با توجه به شرایط اجتماعی زمان او می توان عناصر بنیادینی در زمینه اندیشه اجتماعی وی به شرح زیر نام برد 1- جهت گیری جهان بینی او فلسفی است یعنی به عقلانیت عقل و استدلال معتقد است2- وحدت و جمع بین فلسفه و دین یعنی در صورتی دین را صحیح می داند که مبتنی بر فلسفه صحیح می باشد.3-طرح روش علمی هدف او در طرح و مسائل اجتماعی تبیین مدینه فاضله بود4- وحی در جهان بینی 5- تمایلات صوفیانه که این تمایلات موجب شد که نظریه سعادت در علم مدنی طرح شود.

اصول و طرح بحث های انسان شناسی-معرفت شناسی و جامعه شناسی فارابی متکی بر اصول زیر می باشد:

1-در نظام آفرینش سلسله مراتب وجود دارد و در مطالعه انسان و جامعه نیز باید به سلسله مراتب توجه کرد.

2-کمکش و تضاد مختص علم طبیعت نیست و این علت به افلاک سماوی بر می گردد.

3-در علم انسانها یا مدائن کشمکش و تضادی وجود ندارد.

4-او بر اساس نظریات ارسطو و افلاطون که انسان را دارای سیستم معین و جامعه را نظام واره می دانستند مغز و سر و سینه و دو دست و پای انسان را تمثیل فهم  امور و درک سلسله مراتب اجتماعی می داند که در علوم اجتماعی به ارگانیسم تعبیر شده است.

5-معرفت به مفاهیمی که در آن عصر به کار گرفته می شدند در علوم اجتماعی جدید کارآیی دارند مانند رفتار ارادی-سنتها-امت-حکومت-سیاست-مدینه-جهاد-جنگ-حکومت فاضله و جاهله و غیره.

اساس تفکرات فارابی موجودات را به 2 دسته تقسیم می کند:

 1- موجودات عالم طبیعت که که در معرض کون وفساد می باشد.

2-موجودات روحانی و مجرد و طبیعت اجسام سماوی

نظریه عقل فعال فارابی در مواردی از جمله عقل فعال و کمال-عقل فعال و عقول- عقل فعال و انسان- شرط نیل انسان به مرتبه عقل فعال و فیلسوف و عقل فعال قابل بررسی می باشد.

کار عقل فعال این است که انسان را به نهایت کمال ویژه و سعادت نهایی و کامل برساند. و عمل پیوند جهان و اسلام است.

نظریه فطرت نیزدر باره رابطه فطرت و طبیعت و عقل و همچنین رابطه آن با عقل فعال و رابطه فطرت با حیوان وانسان  فطرت با گوناگونی ها در جامعه نیز قابل بررسی می باشد. از نظر فارابی فطرت و طبیعت به یک معنی است و هر دو اینها با عقل تقابلی ندارند.

فارابی علم مدنی را به علم مدنی و نظری تقسیم می کند. فارابی در باب ضرورت و دلایل اجتماعی شدن ننیز سخنانی به میان آورده است او با وضوح و روشنی ایده آل جامعه و انسان را سعادت معرفی می کند از نظر وی زندگی انفرادی برای انسان امکان دارد ولی نهایتا اگر بخواهد به سعادت و کمال برتر نایل شود باید به طور اجتماعی زندگی کند.

فارابی جامعه را به وجود افراد، روابط و همکاری بین آنها تعریف و منشا پیدایش جامعه را نیاز های زیستی وانسانی بیان می کند.

نشانه های زندگی جمعی از نظر فارابی:

1-افراد و گروههای بسیار 2-مکان واحد 3-پیوستگی و ارتباط با یکدیگر4- هدفداری

نظریه تضاد فارابی:

1-افراد ذاتا باهم در تعارض نیستند.2-افراد در صورت حضور در جامعه به کمال می رسند.3- کال افراد عمدتا در وحدت و سازگاری است نه در تضاد.4-بعضی افراد زیاده طلب هستند و تمایل به تعارض دیگران پیدا می کنند. 5- افراد زیاده طلب طبیعی نیستند بلکه نیرو های هرزه ومزاحم جامعه می باشند. 6- جوامع نیز اساسا در تعارض نیستند.7- عامل اصلی تعارض بین جوامع گسترش قلمرو است. 8- عامل اصلی اتمام تعارض جوامع نیروهای نظامی قدرتمن یا یک قدرت آمرانه پیشوا و یا قرارداد اجتماعی است.

انواع جوامع از نظر فارابی:

1-جوامع کمی (کامل و غیر کامل)

2- جوامع کیفی ( مدینه فاضله- مدینه جاهله –مدینه فاسقه –مدینه ضاله و بالاخره گروه خودرو و خود سر در مدینه فاضله)

نظام مدینه فاضله

مدینه فاضله فارابی، جمعی از افراد انسانی است که دارای کنش و واکنش اجتماعی و برخوردار از همبستگی اجتماعی هستند. افراد جامعه، مانند اجزاء طبیعت در عین استقلال نسبی و پویایی فردی در پرتو همبستگی اجتماعی، نظام واحدی را تشکیل می‌دهند. نظام جامعه فاضله، همانند نظام عالم (به طور کلی) و نظام بدن انسان، نظامی خودبسنده است و در آن افراد در یک ساختار حلزونی‌شکل به صورت سلسه طولی در رده‌ها یا طبقات مختلفی قرار دارند. منزلت و پایگاه افراد جامعه به دو عامل طبیعت افراد و آداب و رسومی که کسب کرده‌اند، بستگی دارد و رئیس جامعه بر اساس دو معیار یادشده گروه‌ها و افراد هر گروه را در پایگاهی که شایسته آن هستند قرار می‌دهد. نظام جامعه از رئیس اول –که خادم و مرئوس هیچ‌کس نیست– شروع می‌شود و به آخرین مرتبه هرم اجتماعی –که فقط خادم است و رئیس کسی نیست– پایان می‌یابد. در بینش فارابی، رئیس جامعه نقش اول را در نظام جامعه ایفا می‌کند و تدبیر امور مطابق دریافت رئیس مدینه از سعادت صورت می‌گیرد.

ارکان مدینه فاضله فارابی[20]

اول: اهل فضائل و حکمت، که به حقایق موجود معرفت دارند و ایشان افاضلند و بر مدینه ریاست دارند.

دوّم: ذوالالسنه، یعنی روحانیون و صاحبان خطابت و شعر و کتابت که مروجان اصول رئیس اولند.

سوّم: مقدران، که شامل حسابداران، مستوفیان و هندسه‌دانان و منجمان می‌شوند و قوانین عدالت را در مدینه نگاه می‌دارند.

چهارم: مجاهدان، که حریم مدینه را از تجاوز مدن غیرفاضله حفظ می‌کنند.

پنجم: مالیان، که تهیه ارزاق طبقات دیگر به عهده آن‌هاست و به معاملات و صناعات اشتغال دارند.

 

اضدادجامعه فاضله

اضداد جامعه فاضله، طبق نظر فارابی، بر دو نوع هستند:

1) آنانکه به صورت جامعه‌ای مستقل زندگی نمی‌کنند؛ خواه یکی از گروه‌های اجتماعی در درون جامعه فاضله باشند (نوابت یا علف‌هرزه‌ها) و خواه اجتماع مدنی نداشته باشند (حیوان‌صفتان).

نوابت؛ گروه‌های ضد فرهنگ هستند که از هنجارها و نگرش‌های جامعه فاضله دوری می‌جویند و آن‌ها را رعایت نمی‌کنند.

حیوان‌صفتان؛ انسان‌هایی که اجتماعی مدنی ندارند، دسته‌ای مثل حیوانات اهلی، دسته‌ای مثل حیوانات وحشی و دسته‌ای مثل درندگان‌اند. فارابی معتقد است که رئیس مدینه برحسب شرایط و متناسب با اوضاع و احوال از طرق ذیل باید به معالجه و اصلاح ایشان بپردازد: اخراج از مدینه و جامعه، عقاب و کیفر، گماردن به کار و بیگاری و حبس و زندان.

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}