زندگی و اندیشه اجتماعی ابونصر فارابی

استاد: دکتر ابوالقاسم حیدرآبادی   تهیه و تنظیم: مصطفی اکبری و احمد رادمنش

الف : زندگی نامه فارابی(339-258)هجری قمری

ابونصر محمد بن ‌محمّد بن طرخان معروف به فارابی در سال 258ه.ق در روستای وسیج، نزدیک شهر فاریاب، خراسان، واقع در شمال افغانستان کنونی متولد شد. و در سال 339 هجری در سن هشتاد و یک سالگی وفات یافت. این عالم بزرگ اسلامی مدت زیادی از عمر خود را در سفر گذراند و  در این سفر ها بر اثر نشست و برخاست با اندیشمندان بزرگ و شاگردی آنان بر تجربیات خود افزود که نتیجه آن ها تالیفات گوناگون است.فارابی در تحصیل علم دقت بسیار داشت و رنج فراوان برد.شبها از چراغ شبگردان و نگهبانان استفاده می کرد.فارابی از جمله فلاسفه و حکمای قرون سوم و چهارم است که در پیدایش و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی نقش مهمی ایفا کرده اند.فرق عمده فارابی و اسحاق الکندی در این است که کندی صرفاً آثار ارسطو را نقل می کرد یا بر آن ها حاشیه می زد ، ولی فارابی این آثار را پالایش می کرد و سره از ناسره باز می شناخت و به این جهت است که او را موسس فلسفه اسلامی لقب داده اند .

ب : تأثیرگذاران بر فارابی :

سقراط، افلاطون، ارسطو (آرمان‌شهر)، کنفوسیوس (آرمان‌شهر)، ابن‌سراج (زبان عربی)، یوحنابن‌حیلان (فلسفه)، ابوبشر متی‌بن‌یونس نصرانی (فلسفه)، زرینچ (موسیقی).

ج : تأثیرپذیران از فارابی :

عیسی‌بن‌عدی(فلسفه)،یحیی‌بن‌عدی،ابوسلیمان سجستانی،ابوالحسن محمدبن‌یوسف عامری، ابوحیان توحیدی (حکمت و فلسفه) ، حنا الفخوری، ابن ندیم (شاعری) ، و از دانشمندان غربی: روسو (میثاق اجتماعی)، هابز (تضاد و درگیری اجتماعی)، گامپلومیچ (داروینیسم اجتماعی)، پاره‌تو (نخبگان یا رئیس) .

د : تالیفات فارابی:

 فارابی بیش از 120 کتاب تالیف نموده که معروفترین آنها در حوزه علوم اجتماعی عبارتند از:  1. آراء اهل المدينة الفاضلة؛ 2. السياسات المدنية؛ 3. في الاجتماعات المدنية؛ 4. الجوامع السياسية؛ 5. فصول المدني؛  6 . تحصيل السعادة؛ 7 . فصول الحكم؛ 8 . تلخيص النواميس؛ 9. كتاب الملّة؛ 10. فلسفه افلاطون؛ 11. وصايا يعمّ نفعها؛ 12. التنبيه علي سبيل السعادة

ه: ویژگی های اساسی اندیشه فارابی به شرح زیر است :

1.جهت گیری جهان بینی او فلسفی است.

2.وحدت و جمع بین فلسفه و دین دارد.

3.او همه شعب و اجزای دستگاه فلسفی را در استخدام روش علمی قرار داد و آن ها را در مدینه فاضله پیاده کرد.

4.مسئله وحی مهمترین بخش فلسفه مذهبی اوست که بر پایه های علم النفس و ماوراء الطبیعت استوار است.

5.تمایلات صوفیانه فارابی سبب شد که نظریه سعادت در علم مدنی طرح شود.

و : الگوی نظری فارابی :

طرح بحث های انسان شناسی ، معرفت شناسی و جامعه شناسی فارابی متکی بر پنج اصل زیر است :

1.در مطالعه انسان و جامعه نیز باید به سلسله مراتب توجه کرد.

2.نظر فارابی بر آن است که کشمکش و تضاد فقط به عالم طبیعت تعلق دارد. علت این تضاد به افلاک سماوی بر می گردد.(او معتقد است که خلق و خوی وضع آفرینش طبیعی و زبان در اختلاف و تقسیم بندی جوامع و خلق و خوی انسان ها موثرند این عوامل از نظر فارابی عبارتند از :(اختلاف اجزای اجسام آسمانی،اختلاف بخارات متصاعده،اشعه کواکب و هم سمتی زمین با آنها،حالات و اوضاع خاص کرات،اختلاف اوضاع کره های مایله، اختلاف اوضاع آن قسمت از سماویاتی که هم سمت با سرزمینی خاص است، اختلاف در هوا )

3.کشمکش و تضاد مربوط به اجتماع نیست بلکه به فرد ربط دارد.در حقیقت در عالم انسان ها یا مدائن هیچگونه کشکمش و تضادی وجود ندارد.

4.فارابی در علوم اجتماعی به ارگانیسم و نظام واره بودن جامعه همانند بدن انسان اعتقاد دارد.(ساختارگرایی)

5.مفاهیم معرفتی در جامعه شناسی از نظر وی دارای اهمیت است.

ز : طبقه بندی علوم از نظر فارابی:

فارابی در باب طبقه بندی علوم ، کتاب مستقلی به نام احصاء العلوم به رشته تحریر در آورده که عده ای این کتاب را دائره المعارف علوم می دانند. فارابی در این کتاب صرفاً در جهت شمارش علوم مشهور آن زمان نبوده ، بلکه علوم را بر اساس ترتیب عقلی ، مشخص و تنظیم نموده است .هدف فارابی از تالیف این کتاب عبارت است از :

1.معیاری برای اهل کتاب2.مقایسه علوم ممکن شود3.شناسایی افراد مدعی4.ارزیابی علم علماء5.برای بهره برداری از دانشها6.برای هر ادیبی مفید است.

در کتاب التنبیه علی سبیل السعاده فارابی انواع علوم را به دو بخش نظری و عملی تقسیم نموده است.

ح : اساس تفکر فارابی:

فارابی موجودات را در وهله اول به دو گروه تقسیم می کند :

1.     موجودات عام طبیعت   2. موجودات عالم روحانی

فارابی با مطرح نمودن عقل فعال اعلام داشته کار عقل فعال عنایت به مردم است و اینکه آدمی را به نهایت مراتب کمال ویژه خود برساند و آن رسیدن به سعادت نهایی و کامل است.عقل فعال عامل پیوند جهان و انسان است.از نظر فارابی فطرت ، هیچ کس را مجبور به انجام کاری نمی کند ، زیرا فطرت به منزله اجبار در نزد کسی نیست بلکه صرفاً حاکی از زمینه آن عمل خاص است.فطرت در مدینه فاضله فارابی عامل اصلی تعیین کننده سلسه مراتب اجتماعی و گوناگونی هاست و ثروت ، زور و غیر آن در تعیین سلسله مراتب نقشی ندارند.نظریه فطرت که بازگو کننده گوناگونی در استعداد هاست ، گوناگونی سلسله مراتب اجتماعی را می رساند.

ت : علم مدنی از دیدگاه فارابی(ضرورت اجتماعی شدن):

فارابی علم مدنی را به علم مدنی نظری و علم مدنی عملی تقسیم می کند. فلسفه مدنی او به دو بخش تقسیم می شود:1.بخشی که به تعریف افعال نیک می پردازد و از خوبی ها سخن می گوید. این بخش را علم اخلاق می نامند.2.بخش، شناخت از اموری که بوسیله آن ها زمینه انجام اعمال نیک برای مردم شهر ها فراهم می شود. این بخش را علم سیاست می نامند.فارابی موضوع علم مدنی را رفتار انسانی می داند.

از نظر فارابی راه ایجاد فضیلت در وجود انسان آن است که افعال و سنن فاضله پیوسته در شهر ها و میان امت ها رایج و شایع باشد و همگان مشترکاً آن ها را به کار بندند و بیان می کند که این کار امکان پذیر نیست مگر بوسیله حکومتی که پیدایش آن تنها با نیروی خدمت و فضیلت امکان پذیر است و این خدمت عبارتست از پادشاهی و فرمانروایی و حاصل این خدمت را سیاست می گویند.

فارابی می گوید : زندگی انفرادی برای انسان امکان دارد ، نهایت اگر بخواهد به سعادت و کمال برتر نائل شود باید به طور اجتماعی زندگی کند.ضرورت اجتماعی شدن آدمی از نظر فارابی رسیدن به سعادت است ، زیرا او در کتاب سیاست مدنی کمال انسان و جامعه را در زمان تحقق سعادت حقیقی می داند.فارابی جامعه را به وجود افراد ، روابط و همکاری بین آن ها تعریف و منشاء پیدایش جامعه را نیازهای زیستی و انسانی بیان می کند.فارابی بر این عقیده است که انسان برای رسیدن به سعادت آفریده شده است و رسیدن به آن ممکن نیست مگر به واسطه اجتماع . فارابی نشانه های زندگی جمعی را اینگونه اعلام داشته است :1.افراد و گروه های بسیار2.مکان واحد3.پیوستگی و ارتباط با یکدیگر4.هدفداری

 فارابی زیربنای کار را فضیلت ها و کمالات می داند و می گوید:خیر افضل و کمال نهایی در مدینه و اجتماعات حاصل می شود.

ی : فارابی ونظریه تضاد:

فارابی بر خلاف مارکس تعارض را امری ذاتی اجتماع نمی داند ، بلکه تعارضها را از منظر انگیزه افراد مطرح کرده است. از این رو فارابی در مدینه فاضله جامعه ای را مطرح کرده که می تواند بدون تعارض باشد؛زیرا افراد از نظر او بر اثر وجود نظام به ترتیبی مناسب اصلاح         می شوند.به نظر فارابی همانطوری که بین افراد تزاحم و درگیری وجود دارد ، بین جوامع نیز تضاد و درگیری موجود است.نظریه تضاد فارابی را می توان بدین صورت مطرح کرد:

1.افراد ذاتاًبایکدیگر در تعارض نیستند.2.همه افراد در صورت حضور در جامعه به کمال می رسند3.کمال افراد عمدتاً در وحدت و سازگاری است تا در تضاد4. به لحاظ زیاده طلبی بعضی از افراد به تعارض با دیگران تمایل پیدا می کنند.5. افراد زیاده طلب ، طبیعی نیستند بلکه نیرو های هرزه و مزاحم جامعه می باشند.6. جوامع نیز اساساً با یکدیگر در تعارض نیستند.7. عامل اصلی در تعارض جوامع در گسترش قلمرو است.8. عامل اصلی اتمام تعارض بین جوامع نیروی نظامی قوی و یا قدرت آمرانه پیشوا و یا قرارداد اجتماعی است.9. تعارض بین ملت ها به لحاظ تمایل به کمال ، رفع شدنی است.

ک :  انواع جوامع انسانی از نظرفارابی:

*کمی¬به دو نوع¬ کمی کامل(جماعتی است که قادر به رفع نیاز های خویش است) و کمی غیر کامل(عدم توانایی در رفع حوائج ضروری شان است) تقسیم می شود.

کمی کامل¬ خود به سه نوع تقسیم می شود(جماعت عظمی(یاری و تعاون دارند)، جماعت وسطی(امت)، جماعت صغری(جرئی از امت))

کمی غیر کامل¬ خود به چهار نوع(کوی ،قریه ،منزل ، خانواده) تقسیم می شود.فارابی منزل و خانواده را از همه ناقص تر دانسته است.

*کیفی ¬فارابی در تقسیم بندی کیفی علاوه بر مدینه فاضله ، مدینه هایی را مقابل مدینه فاضله قرار داده است:1. مدینه جاهلیه(نفوس در نقصان است ،مادی است ،هنگامی به وجود می آید که اساس وجودی ملت بر پاره ای از آراء فاسده قدیمی مبتنی و استوار باشد)انواع مدینه جاهلیه عبارتند از :

- مدینه ضروریه: هدف مردم آن اکتفا نمودن بر ضروریات زندگی است-خوردنی نوشیدنی و پوشاک .

- مدینه بداله:هدف و قصد مردم آن تعاون در راه رسیدن به مکنت و ثروت است.

- مدینه خست :هدف مردم آن بهره گیری از لذت هاست.خوردنی ها و نوشیدنی ها و لهو ولعب

- مدینه کرامت :هدف مردم این است که به یکدیگر تعاون کنند تا مورد اکرام واقع شوند.ممدوح و مشهور بین امت ها شوند و هر انسانی نیز در این مدینه به اکرام نائل شود.

- مدینه تغلبیه :هدف مردم آن قهر و غلبه بر غیر بود و از غلبه یافتن دیگران سخت ممانعت و جلوگیری می نمایند.بدنبال رسیدن به خوشی ناشی از غلبه بر دیگران هستند.

- مدینه جماعیه :هدف و قصد مردم آن است که آزاد باشند و هر کدام هر آنچه بخواهد انجام دهند.

- مدینه فاسقه:آن بود که آراء و عقاید مردم آن عیناً آراء و عقاید مردم مدینه فاضله است و مدینه ای است که مردم آن سعادت را به خوبی می شناسند و تمام ویژگی های مدینه فاضله را دارند لیکن افعال و کردارآنان شبیه افعال و کردار مدینه های جاهلیه است.

2. مدینه ضاله(مردمی گمراه، دور از سعات حقیقی،کسی آن ها را گمراه کرده که خود ، سعادت را به درستی می شناسد).

ل : مدینه فاضله از نگاه فارابی:

از نظر فارابی مدینه فاضله مدینه مطلوب و مناسبی است که امکانات نیل به سعادت در آن مهیا است ؛ به عبارت دیگر مدینه فاضله اجتماعی است که افراد آن سعادت را می شناسند و در اموری که آن ها را به این غرض و غایت برساند تعاون دارند،پس مدینه فاضله به خودی خود غایت نیست، بلکه وسیله نیل به سعادت است و قاعده نظام آن باید تابع معنایی باشد که جامعه را به سعادت برساند.

شاخصه های مدینه فاضله از نگاه فارابی عبارتند از:1.نظامی سلسله مراتبی دارد.2. سلسله مراتب بر حسب دانش افراد است.3. رئیس مدینه فاضله با وحی و الهام در ارتباط است.4. همانند بدن اعضای آن به یکدیگر وابسته اند(ساختار گرایی)5. همه اعضای آن بایستی در خصوص(شناخت اول موجودات ،شناخت جواهر آسمانی،شناخت آفرینش انسان، چگونگی وحی و ..)شناخت داشته باشند.همچنین فارابی مشخصه های رئیس مدینه فاضله را در 12 عنوان بر می شمارد.

فارابی به گروه خودرو و خودسر در مدینه فاضله نیز پرداخته که در تقسیم بندی کیفی قرار دارند.

م : نتیجه گیری:

از نگاه فارابی انسان موجودی است که بطور فطری اجتماعی است.به همین دلیل جامعه ایجاد شده همانند بدن انسان است.در جامعه ای که انسان زندگی می کند سلسله مراتب وجود دارد.هدف اصلی جامعه که از انسان نشات گرفته همان هدف انسانی کمال است.به همین دلیل فارابی به سنخ شناسی جامعه(فاضله و غیر فاضله )پرداخته است.(نوعی کارکرد گرایی) .

منابع مطالعاتی :

}        1. تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام از آغاز تا دوره معاصر(دکتر تقی آزاد ارمکی)

}        2. شرح انتقادی اندیشه های اجتماعی و سیاسی ابونصر فارابی-نویسنده : محمد تقی داستانی نشریه : فلسفه ، کلام و عرفان شهریور1385

}        3. مقالات علم مدنی در دیدگاه فارابی-نویسنده : علیرضا صدرا- نشریه علوم سیاسی دانشکده باقرالعلوم-زمستان1378

}        4. ارکان علم مدنی از دیدگاه فارابی-نویسنده : علیرضا صدرا-نشریه علوم سیاسی دانشکده باقرالعلوم-بهار1379