جورج ریتزر

دانشجو: اکرم باقری - زهرا شفیعی عربی  استاد: دکتر ابوالقاسم حیدرآبادی

جهانی شدن از هیچ

به نظر ریتزر،جهانی شدن  محرکۀ اصلی رشد و قدرت تمرکزیافتۀ دولت ها، شرکت ها و نهادهایی خاص می باشند. در این تحلیل، جهان به تدریج چهره ای یکسان به خود می گیرد، فرایندهای اجتماعی یک سویه می گردند، افراد مجال اندکی می یابند تا شیوه های متفاوتی از زندگی را تجربه و جستجو کنند، و کالاها و رسانه ها از اهمیتی بسیار برخوردار می شوند

ریتزر در مقایسه با کسانی که جهانی شدن فرهنگ را رشد تفاوت های فرهنگی تلقی می کنند، اصرار می ورزد که تجانس و همگونی، پدیده ای رایج است.

 جهانی شدن متضمن سه فرایند فرعی است: سرمایه داری، مک دونالدیسم، و امریکایی شدن.

کاپیتالیسم، فرایندی محوری در رشد بازاری شدن و اضمحلال پیوندهای اجتماعی و معاشرتی است.

 مک دونالدیسم مفهومی است که به گسترش عقلانیت صوری در قلمروهای زندگی اشاره می کند.

امریکایی شدن نیز بدین معناست که امریکا به فرهنگ دوم هر فردی تبدیل می شود. این در حالی است که به زعم ریتزر جریان های مخالفی هم در جهانی شدن وجود دارند که چیزی ارزشمند را عرضه می دارند، اما به نظر وی جریانی که پویایی و تحرک بیشتری دارد همان جهانی شدنِ پوچی و بی معنایی است.

دلایل چندی برای این موضوع می توان برشمرد:

 از جمله اینکه مصرف کالاهای بی ارزش به ذوق و سلیقۀ چندان پیچیده و حساسی نیازی ندارد و قیمت آنها پایین است و به راحتی می توان آنها را تولید کرد. به همین دلیل است که همواره تقاضا برای کالاهای بی ارزش و پوچ بیشتر از چیزهای باارزش است. اگرچه می توان حتی در همین گسترش پوچی و بی معنایی، امور مثبتی مانند آسایش و کارایی را نیز مشاهده کرد، زیان های مهمی در آن وجود دارد:

 از جمله اینکه هویت محلی از دست می رود، تجربه های غنی از جهان رخت برمی بندند، هویت افراد را مصرف معین می کند و مجال اندکی برای امور مثبت وجود خواهد داشت.

استدلال ریتزر این است که پوچی و بی معنایی به طور روزافزون به پدیده ای جهانی تبدیل شده است. به نظر او، پوچی و بی معنایی به فرمی اجتماعی اشاره می کند که عموماً فارغ از هر نوع محتوای بنیادی تصور می شود و کنترل می گردد. این جهانی سازی پوچی و بی معنایی به طور روزافزون به از دست رفتن فرمی اجتماعی منجر می شود که عموماً به طور بومی تصور و کنترل می شود و در مقایسه با فرم قبلی، از نظر محتوای بنیادین خود بسیار غنی است.

این پوچی و بی معنایی بیشتر در غرب و به ویژه در امریکا به وجود آمده است. این مفهوم دربردارنده امور ذیل است:

۱) ما از یک مکان (منظور از مکان می تواند روابط، تاریخ و هویت باشد) به بی مکانی حرکت می کنیم؛

۲) چیزهایی که پیرامون ما قرار دارند دیگر برای ما پوچ می شوند؛

۳) افراد، دیگر در حکم افراد نگریسته نمی شوند (مثلاً کارمندان مک دونالد، نوع تعامل خود را با مشتریان یادداشت می کنند). درحالی که برخی از چیزها، منحصر به فردند، در بافت جغرافیایی خاص تبلور می یابند، به زمانی خاص تعلق دارند، و به فرایندی انسانی تبدیل و در آن جذب می شوند، پوچی پدیده ای کلی است، فاقد بافتی محلی و درواقع بی زمان است و هیچ گاه به پدیده ای انسانی تبدیل نمی شود و در آن نیز جذب نمی گردد.

جامعه شناسی: علم پارادایم چندگانه

ايده اصلي اين مقاله برگرفته از ايده توماس كوهن درباره پارادايم هاي علمي  جامعه شناسي ونشان دادن اين ايده كه جامعه شناسي علمي است كه از پارادايم هاي متعدد تشكيل شده است.

 باید گفت که پارادایم نخستین بار مدل جدیدی برای نشان دادن چگونگی رشد و توسعه ی غلوم ارائه کردبنظر کوهن تعین های سنتی از علم با شواهد ظاهری در تاریخ تظبیق نم کرد به عثیده ی در هر دوره ای از تاریخ علم یک جریان منسم و یکپارچه که از اصول وقوانین نزدیک بهم بهره میبرند حاکم بر فضای علمی آن دوره است و هر گاه این جریان منسجم به هر دلیلی تواننایی خود را در پاسخگویی به مسائل جدید از دست بدههد  پارادایم جدیدی جایگزین آن خواهد شد. بنظر ريتزر پارادایم در تعریف عبارتست از تصوربنیادی و اساسی از موضوع علم جامعه شناسی که باید در پی حل موارد زیرباشد:

آنچه بهتر است مطالعه شود

مساعلی که بهتر است پرسیده شود

چگونه باید به این سولات پاسخ دادقوانینی که باید در تفسیر این سوالات دنبال شود

بنظر ريتزر پارادایم وسیعترین واحد مورد وفاق در یک علم است که موجب تفاوت یک اجتماع علمی از اجتماعی غیر علمی می شود بنظر ريتزر پارادایم

ریتزر بر اساس 4 عنصر ، سه پارادایم را در جامعه شناسی از هم تفکیک می کند: سرمشق یاموضوع ، نظریه ها ، روش ، بنیانگزاران

پارادیم        عناصر

سرمشق یاموضوع

نظریه ها

روش

بنیانگزاران

واقعیت اجتماعی

 

کتاب خود کشی دورکیم

تضاد ساختار گرایی - کارکردگرایی

اثباتی

دورکیم -  مارکس

تعریف اجتماعی

 

کتاب اخلاق پروتستانی ماکس وبر

کنش متقابل نمادین جامعه شناسی وجودی پدیدار شناسی

کیفی مشاهده مشارکتی

وبر مید کولی - بلومر

رفتار اجتماعی

 

مطالعات اسکینر درباره رفتارهای اجتماعی غیر فکورانه

مکتب مبادله جامعه شناسی رفتاری

تجربی  - آزمایشگاهی

اسکینر پاولف هومر

 

ریتزر در این اثرش ادعا می کند که در جامعه شناسی ماباید به یک تلفیق پاراردایمی دست بزنیم چرا که هر پارادایم تنها یک سطح خاص را بررسی میکند

نوگرایی(مدرنیته) :

ریتزر با بررسی سه شیوه مرتبط بهم به قضیه ی نوگرایی پرداخته است

نخستین قضیه ی مرتبط با نوگرایی عقلانیت شدید است .امروزه از مفهوم عقلانیت شدید برای توصیف جهان بسیار عقلانی کنونی بویژه صنعت ژاپنی استفاده میکنند

ویژگی جهان امروز رشد عقلانیت صوری و تفوق روز افزون آن بر انواع دیگر است

همانور که میدانیم عقلایت چهار بعد دارد:

عقلانیت ذاتی : چیرگی هنجار ها و ارزشها در انتخاب عقلانی وسایل برای دستیابی به هدف

عقلانیت نظری : فراگردهای شناختی عقلانی

عقلانیت عملی: هما ن عقلانیت روزمره در گزینش عقلانی وسایل دستیابی به هدف

عقلانیت صوری: مستلزم اهمیت روزافزون ساختارهایی چون دیوانسالاری است در گزینش عقلانی وسایل دستیابی به هدف

نظر وبر هم البته این بود که عقلانیت صوری ویژگی شاخص چهان نوین است که بر  سایر انواع آن تسلط یافته است این عقلانیت صوری دیک سری مسائل و محدویت هایی دارد که ملکس وبر از ان تحت عنوان نامعقولی عقلانیت نام می برد و مثال خوب این نامعقولی انسانزدایی و عرفان زدایی روز افزونی است که با عقلانیت صوری بیش از پیش همراه است و مهمترین مسئله عقلانیت صوری اینست که این نظام عقلانی توجه کمتری به انواع دیگر عقلانیت از خود  نشان میدهد و بهمین دلیل این نوع عقلانیت از معقولیت کامل برخوردار نیست

اما عقلانیت شدید چیست: عقلانیت شدید نظامی است که هر چهار نوع عقلانیت ( ذاتی ؛صوری ،نظری ؛ عملی ) رادر بر میگیردو این نظام عقلانی تر از یک نظم عقلانی صوری است چراکه از هر چهار نوع عقلانیت استفاده میکندو مزیتهای فراوانی بر عقلانیت صوری دارد :

1.توانایی هنجارها و ارزشها را در بر انگیختن افراد به رفتار معقولانه تر در نظر میگیرد

2.به ظرفیت های حل معقولانه مسائل از سوی انسانها توجه دارد

3. به انسانها در یافتن شیوه های عملا معقولانه در برخورد با موقعیت های ماد ی بها میدهد

بهترین مثال در زمینه عقلانیت و انواع آن مقایسه صنعت اتومبیل سازی امریکا و ژاپن است .هردو صنعت اتومبیل سازی امریکا و ژاپن به رشد و گسترش نظامهی عقلانی صوری اشتراک دارند و بیشتر موفقیت های صنعت امریکا به کوششهای آن در ایجاد نظامهای عقلانی صوری ( ازجمله مدیریت علمی ، خط مونتاژ ، نظم تقسیم کار و .. ) ارتباط داردپس از جنگ جهانی دوم ژاپنی ها این نظامهای عقلانی را بررسی کرده و پس از انتقال آن به ژاپن آنرابا نیازها ی ژاپنی ها تطبیق دادند که این امر در سالهای اخیر آنهارا به فراسوی نظامهای امریکایی کشیده است آنها به سوق دادن عقلانیت صوری تا آخرین حد منطقیش اکتفا نکردندبلکه با استفاده کاملتر از انواع دیگر عقلانیت بر رقیبان امریکاییشان پیشی گرفتند

از جهت عقلانیت ارزشی :تاکید ژاپنی ها بر ارزشهای همگانی مانند اطاعت از گروه که در نتیجه ژاپنی ها نه تنها سخت کار میکنند برای اینکه مجبور به قبول الزامات خط تولید هستند بلکه میخواهند منافع گروه و شرکت استخدام کننده شان را تامین کنند

بر خلاف آنها امریکاییها بسیار فرد گرا هستند و نخواستند برنظامهای ارزشی گسترده تر اتکا داشته باشند

ازجهت عقلانیت فکری ژاپنیها به یادگیری و آموزش توجه ویژه نشان دادن مانند استخدام تعداد وسیعی از مهندسین که بر خلاف آنها امریکاییها عقلانیت فکری نقش بسیار کوچکتری دارد

سرا نجام اینکه ژاپنی ها از عقلانیت عملی کارکنانشان نیز به شیوه های گوناگون استفاده کردند و برجسته ترین مثال آن گروههای کیفیت کار است که در آنها کارگران معمولا در اوقات فراغت گرد هم می آیند و بر  مبنای فعالیت های روز مره شان درباره ی راههای بهبود باهم بحث می کنند

 بر خلاف آنها امریکاییها نقش بالقوه کارکنانشان را در بهبود کیفیت نادیده گرفته و جز هشت ساعت کار روزانه از انها چیز بیشتری توقع ندارند

جان کلام آنکه صنعت ژاپن از هر 4 نوع عقلانیت بهره برد و حتی توانست طی سالهایی از رقیب امریکای خود پیشی بگیرد

مک دونالدی شدن

ریتزر در کتاب مک دونالدی شدن جامعه به بیان نظرخود درباره آنچه در جهان بر انسان امروز میرود میپردازد.دیدگاه او به تعبیری بررسی شیوه های جدید مصرف است. ریتزر مک دونالدی شدن را نظامی می داند که در آنها خلاقیت انسانها از آنها سلب شده است وآنها باید در جامعه ای زندگی کنند که در آن دیگر نمیتوانند برای خود تصمیم گیری نمایند این نظام ها رو به گسترش است وبه دیگر ساحت های زندگی وهمچنین به جوامع دیگر تسری می یابد

ریتزر 4بعد رابرای مک دونالد ها در نظر میگیرد.به عبارت دیگر از نظر او نظام مک دونالدی موفق شد چون  4 چیز رابه مشتریان ، کارگران و مدیران ارائه می دهد:

کارایی ، محاسبه پذیری ؛ پیش بینی پذیری ، کنترل

کارایی :منظور از کارایی روش بهینه رفتن ازیک نقطه به نقطه دیگر برای مشتریان است.مک دونالد بهترین و کاراترین روش را برای رفتن از یک حالت گرسنگی به سیری ارائه میدهد. در نظامهای مک دونالدی شده ،کارگران هم مانند مشتریان از مراحل فرایند از قبل طراحی شده پیروی میکنند،آنها بوسیله مدیران تربیت شده اند تاتاچنین کار کنند، مدیران مراقب نحوه ی عملکرد آنها هستندو هکچنین قوانین و مقررات تضمین کننده انجام کار به صورتی کارا هستند

محاسبه پذیری:

تاکید بر جنبه های کمی تولیدات فروخته شده (اجزائ فاندازه ف خرج ) و خدمات ارائه شده ( زمانی که طول میکشد ساخته شود ) است. در نظامهای مک دونالده شده کمیت با کیفیت یکسان شده است ؛ زیاد بودن چیزی ویاتحویل یک چیز ، این معنا را میدهد که آن چیز خوب است . همچنین کارگران هم در مک دونالد گرایش دارند که جنبه های کمی کار را بر جنبه های کیفی آن ترجیح دهند  در حالیکه کیفیت کار تنوع کمی دارد کارگران بر چیزهای دیگری تاکید میکنند مانند اینکه چطور میتوان کار رابا سرعت بیشتری انجام داد در مقایسه با موقعیت ممشتریان از کارگران انتظار میرودکه کار زیادی انجام دهند بسیار سریع و با دستمزد کم.

قابلیت پیش بینی پذیری :مک دونالد همچنین قابلیت پیش بینی ارائه میدهد این اطمینان که تمام محصولات در هر زمان و در هر مکان یکسان خواهد بود  ؛ یک غذای مک دوناد در تمام نقاط امریکا یکسان خواهد بود . موفقیت مک دونالد بینانگر آنست که بسیاری از مردم به این مراکز می آیند چون به دنبال ریسک کمی هستند  کارگران هم در نظام مک دونالدی به شیوه ی  قابل پیش بینی رفتار می نمایند .آنها انطور رفتار میکنند که مدیران دیکته می کنند

کنترل بر فناوری غیر انسانی:

چهارمین عامل موفقیت مک دونالد کنترل است بر کسانی که وارد جهان مک دونالد میشوند: غذاهای محدو ، انتخاب های محدود ، صندلی های ناراحت و.. تمام اینها مشتریان را هدایت میکند که آنچه مدیریت میخواهد انجام دهند ،غذار ازودتر بخورند و محل را ترک کنند کسانی هم که در مک دونالد کار میکند به درجه  ی بالایی کنترل میشوند و فناوری مورد استفاده و شیوه ای که دراین سازمان چیده شده است این کنترل را تقویت میکند . مک دونالد همچنین کارگرانش را تهدید میکند که فناوری به جای آنها استفاده خواهد شد و در نهایت هم چنین میکنند 

مزایای مک دونالدی شدن

1.       کالاها و خدمات بیشتری بیش از هرزمان دیگری در اختیار افراد بیشتری قرار میگیرد

2.       دسترسی به کالاها و خدمات کتر از زمان قبل به موقیعت جغرافیایی و زمان بستگی دارد

3.       انسانها میتوانند انچه را که نیاز دارند سریعتر و اسانتر به دست آورند

4.       کالاها دارای کیفیت مشابهی هستند

5.       چایگزین هایی برای کالاهای گرانقیت بوجود آمده است

6.       به دلیل کمی شدن مشتریان براحتی میتوانند محصولات را مقایسه کنند

7.       محصولات خاصی تحت یک نظام مطمئن تر و تحت کنترل قاعده مند ارائه شده اند

8.       با انسانها با یکسانی بیشتری برخورد میشود بدون توجه به قومیت و جنسیت وپایگاه اجتماعی آنها

9.       نو آوریهای سازمانی و فناوری با سهولت و سرعت بیشتری بین شبکه های استفاده کنند توزیع میشود

10.   محصولا تعمومی یک فرهنگ آسانتر دریک فرهنگ دیگر اشاعه می یابد

سومین قضیه مرتبط با نوگرایی ، امریکایی شدن است که در کار ریتزر درباره غذاهای سریع و کارتهای اعتباری به چشم میخورد. آمریکا را معمولا به عنوان کانون نوگرایی به بقیه نقاط جهان میدانندو در واقع اندیشه امریکایی شدن یک جریان مرتبط با نوگرایی است تا ما بعد نوگرایی

کارت اعتباری یک اختراع امریکایی است .کارتها ی عمده جهان مانند فویزا ؛ مستر کارت ؛ امریکن اکسپرس ؛و ....همه محصول امریکایی است و مبنای آن همچنان نیز ایالات متحده می باشدو شرکت های امریکایی در تلاشند تا حوزه فعالیتشان را در سراسر جهان گسترش دهندو این فعالیت و تولید دیریست امریکایی شده و حتی از این امریکایی تر نیز خواهد شدو به امریکایی تر شدن جوامع دیگر کمک خواهد کرد. و اندیشه ی اینکه کارتهای اعتباری ، عقا گرایی ، امریکاییی شدن و بالخره نوگرایی را تقویت میکند مبتنی بر شواهد تجربی است

اماباید گفت که اگر چه کارتهای اعتباری بیشتر با نوگرایی سازگارتر است تا ما بعد نوگرایی، اما از آنجاکه در این کارتها هم برای خرید کالاهای امریکایی در ملت های دیگر میتوان استفاده کرد اما همین کارتها را برای خرید کاالهای بومی نیز می توان بکار برد و در نتیجه این کارتها بجای یکنواخت سازی فگوناگونی را تشویق خواهند کرد

کار ریتزر ردباره کارتهای اعتباری در سال 1995 صورت گرفته  است و منظور از آن اینست که کارتهای اعتباری بجای غذاهای سریع ، پول سریع تزریق می کنند

کل فرایند به دست آوردن وام ، کارایی بیشتری پیدا کرده است

کارت اعتباری مصرف را پیش بینی پذیر تر می سازد شخص می تواند حتی بدون داشتن پول نقد ، خرید کند

در بحثه محاسبه پذیری و توجه کمیت بجای کیفیت ، باید گفت افراد بر تعداد داشتن بیشتر این کارتها توجه میکنند تابه محدودیت هایی که این کارتها دارند

و همچنین استفاده از برنامه ای پیچیده کامپیوتری بجای تجربه انسانی ، انسان زدایی ناشی از  آن و ربات وار عمل کردن کارمندان بانک به ویژگی چهارم عقلانیت صوری که کنترل می باشد دلالت دارد