بسمه تعالی

ü     موضوع: پست مدرن

ü     استاد : دکتر ابوالقاسم حیدر آبادی

ü     دانشجویان : فریده نقیبی، عهدیه محمدزاده

قبل از این که به مقوله پست مدرن بپردازیم، نظری کوتاه به مفهوم سنت و مدرن می افکنیم.

§        سنت (Tradition)

در لغت به معنی سیره، طریقه-روش به کار می رود و در فرهنگ علوم اجتماعی ترجمه دکتر ساروخانی انتقال میراث فرهنگی خاص گروهی ویژه در طی سالهاست. اولین عامل سنت، زبان محاوره و حافظه جمعی و فردی، پس از آن زبان مکتوب در جوامع سنتی بدون آنکه این سؤال پرسیده شود؛ آیا آن چه که انجام میدهیم صحیح و معتبر است یا خیر، تکرار می کنیم.

سنت، قدرت خود را از آیین های مذهبی می گیرد.

-       ویژگی های سنت از دیدگاه گیدنز از کتاب جهان رها شده

الف) مراسم، آیین ها و رفتارهای تشریفاتی

ب) جمعی بودن

ج) به عنوان نگهبان و داروی نگهبان؛ سنت هم نگهبان است و هم درون خود نگهبان هایی دارد که کارشان تفسیر و توضیح دادن سنت هاست مثلاً کاهن ها و کشیش ها، که همراه با یکسری رفتارهای رمزآلود است که بنیادگرایی را به وجود می آورد و اصل بنیادگرایی هم امتناع از مدرنیته است .

§        مدرن=تجرد (modernization )

در فرهنگ علوم اجتماعی- حسین پویان چنین آمده:

نظریه تجرد یکی از الگوهای تحلیلیِ مسلط جامعه شناسی آمریکایی برای توضیح فراگردهایی بود که جوامع سنتی از طریق آنها به تجرد نائل شده اند.

1)     تجرد سیاسی؛ متضمن توسعة نهادهای کلیدی: احزاب، پارلمان، حق شرکت در انتخابات است که پشتوانه های تصمیم گیری براساس مشارکت مردم را تشکیل میدهند .

2)     تجرد فرهنگی؛ سلب اختصاص امور فرهنگی از دستگاه روحانیت و تبعیت با ایدوئولوژی های ملیت گرایانه است.

3)     تجرد اقتصادی؛ هرچند با صنعتی شدن فرق دارد- ملازماً با تغییرات عمیق اقتصادی، یعنی افزایش تقسیم کار استفاده از فنون مدیریت، پیشرفت تکنولوژی و رشد تسهیلات بازرگانی همراه است.

4)     تجدد اجتماعی؛ شامل افزایش با سوادان، توسعه شهرنشینی و افول اقتدار سنتی است، که این تغییرات از دیدگاه ساختاری نگریسته می شوند.

در اصطلاح عبارتست از نو شدن ابزار و جایگزین شدة و علم در مقام دین- به باور مدرنیت ها- در جهانی که ما در آن زندگی می کنیم باید از روش های نوتر استفاده کرد چرا که روش های قدیم جوابگوی انسان معاصر نمی باشد از این رو، باید به تاریخ، فرهنگ و زبان یک نگاه جدید داشت. پیروان مدرنیسم وحی و الهام را یک دریافت شخصی از حقیقت الهی می دانند نه دریافت حقیقت کلی و عینی از خدا و بیان آن به مردم همچنان مدرنیت ها عقیده دارند که عقل و علم در مقام کاشف می تواند بسیاری از مشکلات را خود حل کند.

§        ویژگی های مدرنیسم

-       اومانیسم و انسان انگاری طبیت

-       تأکید بر روش شناسی تجربی و حس به جای روش شناس و قیاسی

-       مخالفت با مذهب

-       گذار سنت به تجرد

-       امنیت و مخاطره

-       دولت های ملی

-       رشد سریع و شهرنشینی

-       و ... که خیلی از صاحب نظران بعضی از ویژگی های آنرا به دوره پست مدرن نسبت میدهند که به دنبالروند پرشتاب و رو به گسترش جهانی شدن را به وجود آورده است.

پست مدرنیسم

کلمه Post به معنای تداوم یک جریان می باشد و مدرنیسم یعنی نو. پس مدرنیسم تداوم جریان مدرنیسم. در زبان فارسی این اصطلاح به فرا نوگویی- پسامدرنیسم و فرامدرنیسم و فراتجردگرایی ترجمه شده است . فرهنگ علوم اجتماعی این معنا را برای پست مدرنیسم تأیید می کند. اما در اصطلاح معنای متفاوتی دارد . از آن جا که این اصطلاح در بسیاری از علوم بکار رفته، لذا در هر عملی معنای خاص پیدا نموده است . اسکات نش در کتاب جامعه شناسی پست مدرنیسم آن را یک مفهوم علمی-اجتماعی تعبیر می کند و محل نزاع در گفتمان های زیبا شناختی اخلاقی و سیاسی می داند.

به هر صورت آن چه تمام این تعریف ها را مشترک می سازد این است که پست مدرنیسم جریان فکری است که برخلاف مدرنیسم سر بر می آورد و داد مخالفت سر می دهد. این جریان در موج سوم تجرد اروپائیان بعد از رنسانس است.

واژة پست مدرن واژه های مبهم و گنگ هستند زیرا این واژه ها در عرصه ها و حوزه های بسیار متنوع و پراکنده، متضاد و نامتجانس به کار رفته اند، گرایش فرهنگی اواخر قرن 20 نه تنها در هر معماری بلکه در سبک و سلیقه و نوع آرایش و تزئینات- مد لباس نوع پوشاک و خوراک.

و در یک کلام در سبک زندگی و شیوه های مختلف زیستی انسان ها خود را نمایانده است ویژگی شاخص این جنبش را می توان در اشتیاق وافر و میل شدید آن به استعاره، کنایه، طنز، نمایش، بازی، تفریح و سرگرمی، کلیشه، تقلید، کپیه برداری، ضد و نقیض گویی، تناقض نمایی، کثرت گرایی و التقاط دید.

پست مدرنیسم ایجاد کننده و در حقیقت مشوق امکان همنشینی و نزدیکی گفتمان های مختلف، التقاط بیش از حد، ترکیب تصاویر متنوع و پراکنده، به ترکیب و کنار هم قرار گرفتن عالِم و عامی، دست نیافتنی و دم دست برمی خوریم . پست مدرنیت ها معتقدند که سبک های مختلف و دوران تاریخی مختلف از آنِ ماست: از عطر پاریس استفاده می کنیم و لباسهای مارکس marks و اِسپنسر می پوشیم، به انواع جدید موسیقی و هنر پاپ نظیر رپ و ریگا گوش می دهیم، ناهار غذای مک دونالد می خوریم، عصر فیلم قدیمی وِسترن جان وین را تماشا می کنیم و شام را در یک رستوران چینی یا بنگلادش، غذاهای سنتی صرف می کنیم .

حوزه های کاربرد اصطلاح پست مدرنیسم :

1)     موسیقی           2) هنر           3) رمان          4) فیلم

5)     عکاس            6) معماری       7) ادبیات                  8) فلسفه

9) انسان شناس                10) جامعه شناسی

§        ویژگی های پست مدرنیسم

-       نسبیت اخلاقی اخلاقی: این مکتب بر نسبی بودن اخلاق تأکید می ورزد.

-       مخالفت با رشد اقتصادی: رشد اقتصادی باعث ویرانی محیط زیست

-       مخالفت با فرهنگ مسلط: حل شدن خورده فرهنگ ها را در فرهنگ مسلط قبول ندارد.

-       رد نژادپرستی

-       مخالفت با نظارت بوروکراتیک بر تولید

-       ضد بنیادگرا

-       رد عقل گرایی و روشنگری

-       اعتماد به پایان یافتن مبارزه طبقه کارگر علیه سرمایه داری

-       اعتماد به گوناگونی سرنوشت ؛ به جای همسانی سرنوشت بشر

-       ضدیت با اندیشه های روشنگری؛ از قبیل ساخت گرایی، عقل گرایی، روایت های بزرگ از تاریخ و تصویرهای بزرگ از زندگی اجتماعی

-       ترکیب عامدانه سبک ها و قراردادها و سنت های پیشین

-       دفاع از پراکندگی و فقدان انسجام

-       عدم تفسیر قاطع از جهان

-       و . . .

پست مدرنیسم و رویکردهای مختلف

1)     برخی آنرا نوعی فرار از الهیات و متافیزیک . . .

2)     برخی آنرا تلاش از روشنفکران چپی برای نابودساختن تمدن غرب . . .

3)     نیچه و میشل فوکو، لیوتار، پست مدرنیسم را گسست از مدرنیته . . .

4)     هابرماس، گیدنز، جیمسون آنرا مدرنیته متأخر و یا ادامه منطقی مدرنیسم و تکمیل پروژة ناتمام آن می شمرند.

5)     مسترویج استادیار جامعه شناس دانشگاه تکزاس، آنرا لیبرالیستی از درون خردستیزی

6)      رولان بارت، آن را در زمینة هنر، به عنوان دوره مرگ مؤلف یاد می کند.

7)     وژاک دِریدا که پست مدرن، روش مندی که شالوده شکنی را مطرح می کند، و اصولاً در نظر گرفتن هرگونه اساس و پایه را ناممکن می داند.

 

§        صاحب نظران پست مدرنیسم[لیوتار، بودویار، گیدنز، جیمسون]

-       اندیشه های ژان فرانسوا لیوتار

1-     بی باوری به فرا روایت ها : لیوتار با همین ایده، پست مدرن را تعریف می کند که زمان باور به فرا روایت ها از میان رفته، ماهیت و موقعیت دانش تغییر یافته . ما در عصری زندگی می کنیم که فناوری اطلاعات، بر جهان حکومت می کند این فناوری بسیاری از ارزش های عقل گرایانه را از بین می برد، چرا که فرا روایت ها برای توجیح عقلانی به وجود آمده بو و دیگر کاربرد خود را از دست داده است ، فراروایت ها مانند مارکسیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم و . ..

2-     عصر ساخت تئوری های کلان در باب سیاست و جامعه به سر رسیده .

البته منظور لیوتار این نیست که تمام انسان ها از ایمان یا باور به هرگونه قصه و روایت خود را از دست داده اند، تا حدودی بخاطر اینکه قصه های بیشماری وجود دارند.

آنچه جامعه پست مدرن به آن نیاز دارد عبارتند از، اقدامات و ابتکارات ممکن و منطقه ای در مقیاس کوچک با استفاده از سنت های بومی و تلاش برای رفع بی عدالتی های مجسم.

در عرصه فرهنگ لیوتار مدافع پلورالیسم و طرفدار عدم دخالت دولت در عرصه هنر است.

[ دوستان علاقمند می توانند به کتاب پست مدرنیسم و پست مدرنیته ترجمه حسینعلی نوذری مراجعه نمایند .]

-       ژان بودریار

به نظر او فرهنگ معاصر، فرهنگ نشانه هاست، ما در جهانی زندگی می کنیم که هر چیز آن را نشانه ها تشکیل میدهد، اطرافمان را نشانه ها گرفته اند. زندگی ما بوسیلة ایالت ها، به پیش می رود. این دلالت ها واقعیت عینی ندارند، بلکه خود برداشتی است که ما از واقعیت ها داریم. نشانه ها فقط واقعیت ها را توضیح می دهند.

بودریار در سلسله آثاری که از اواخر دهه 1960 به بعد چاپ کرد به انتقاد از آن دسته نظریات اکونومیتس( اقتصادی ) نظر مارکسیسم پرداخت که کارکرد و رسالت اقتصاد را تنها عامل تعیین کننده در حیات اجتماعی دانستند و اَشکال و نیروهای تولید را اصل و اساس هر نظام اقتصادی می داند. بودریار در نخستین آثار خود به این بحث پرداخت که فرهنگ و فرآیندهای بازنمایی و بازتولید عموماً بر زیربنای اقتصادی سیطره یافته . وی معتقد بود که تحلیل اجتماعی باید قادر به درک نقش اصلی نشانه ها و علائم اجتماعی و نقش زبان ها در جامعة معاصر باشد .

-       دنیای معاصر، شاهد سیطرة صورت خیالی خود بسنده است. تصویری که رابطه ای با هیچ گونه واقعیت ندارد و تنها صورت خیالی محضر خود است .

-       این شرایط یا وضعیت با نوعی حرکت یا انتقال از اقتصاد تولیدی به بحث اقتصاد مصرفی همراه است که در آن کالاها برای برآوردن نیازهای از قبل موجود، تولید نمی شوند، بلکه به مثابه پاسخی ثانویه به نیازهایی تلقی می شوند که خود این نیازها در وهلة نخست با توسل به استراتژی تبلیغاتی و بازاریابی ابداع می شوند .

[ دوستان می توانند به منابع قیدشده لیوتار مراجعه نمایند . ]

§        گیدنز

او از واژه پست مدرن استفاده نمی کند بلکه جوامعی با ویژگی های پست مدرن را نوعی مدرنیته متأخر می داند.

گیدنز جهان نوین را به گردونة خرد کننده جاگنات توصیف کرده است . او این اصطلاح را بیشتر برای توصیف مرحله پیشرفته نوگرایی یا اوج افراطی نوگرایی به کار می برد. نوگرایی به صورت گردونه خردکننده بسیار پویاست. نوگرایی به این صورت جهان سرکشی است که از جهت شتاب و عمق دگرگونی در نظارت قبلی، هر دم فزونی می گیرد. این گردونه مسیر واحدی را دنبال نمی کند، یکدست نیست، بلکه از انواع اجزاء متعارض متخالف ساخته شده است .

گیدنز نوگرایی را بر اساس 4 نهاد بنیادی تعریف می کند :

1-    نهاد سرمایه داری              2- صنعتگرایی

3- دولت ملت                             4- نظارت یا قدرت نظام

[ دوستان می توانند به کتاب های پیامدهای مدرنیت - مدرنیت، فضا و زمان آنتونی گیدنز مراجعه کنند . ]

§        فردریک جیمسون

پست مدرنیسم را به منزلة منطق فرهنگی سرمایه داری متأخر تعریف می کند .

جیمسون در مقالة " پست مدرنیسم یا منطق فرهنگی سرمایه داری متأخر "

برخی از جدی ترین انتقادات خود را به التقاط گرایی، راحت طلب و تن آسای معماری پست مدرن اختصاص می دهد که به گونه ای بی بندوبار بدون در نظر گرفتن هیچ گونه اصول یا قواعد، تنها از روی ذوق و سلیقه من درآوردی، تمام سبک های معماری گذشته را همانند قطعات مختلف یک دستگاه از هم جداکرده و آنها را پیاده می کند، آنگاه آنها را در قالب مجموعه های بیش از حد مهیج و برانگیزاننده سرهم بندی می کند.

جیمسون، جامعه پست مدرن را دارای 4 عنصر بنیادی ترکیب شده می داند :

1 ) سطحی بودن و فقدان عمق؛ فرآورده های این جامعه به تصویرهای سطحی قناعت می کنند و به عمق معنای مسلط بر این تصویرها کاری ندارند .

2 ) زوال عاطفه یا هرگونه تأثر است؛ در جهان ما بعد نوین، از خود بیگانگی را به چندپارگی داده است. از آنجا که جهان و آدمهایش چندپاره گشته اند تأثیری که باقی می ماند تصویری بی ریشه و غیرشخصی است . نوع خاصی از سرخوشی که جیمسون ترجیح می دهد شور بنامد

3 ) بعد تاریخ وجود ندارد؛ در فرهنگ پست مدرنیسم از گذشته نمی توانیم اطلاعی داشته باشیم.

4 ) تکنولوژی نوپدید؛ در این دوره به جای تکنولوژی مولّدی، چون خط تولید اتومبیل، تسلط تکنولوژی های باز تولیدکننده ای چون وسایل الکترونیکی، تلویزیون و کامپیوتر را می بینیم، که فرآورده های فرهنگی بسیار متفاوتی را به بار می آورند.

-       جیمسون، تصویری را نشان می دهد که در آن آدمها، دستخوش حوادث از نظام سرمایه داری چند ملیتی اند و از درک این نظام و فرهنگی که در آن زندگی می کنند ناتوانند .

-       قدرت کار جیمسون از ترکیب نظریه مارکسیستی و پست مدرنیستی سرچشمه می گیرد .

[ دوستان می توانند به کتاب نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر رتیزر مراجعه نمایند . ]

آخرین کلام

[ دوستان علاقمند به این موضوع می توانند به منابع زیر مراجعه نمایند ، جامع ترین کتاب ترجمه حسینعلی نوذری با موضوع پست مدرنیته و پست مدرنیسم می باشد که 18 نظریه پرداز، مطالب متنوعی در این باب ارائه دادند .

فهرست منابع :

-       فرهنگ علوم اجتماعی؛ ترجمه دکتر باقر ساروخانی

-       فرهنگ علوم اجتماعی؛ ترجمه حسن پویان

-       نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر، ریتزر؛ ترجمه محسن ثلاثی

-       پست مدرنیته و پست  مدرنیسم؛ ترجمه حسینعلی نوذری

-       سایت های مختلف